زندگی، زمانه و کار خواجه نظام الملک طوسی

درخواست حذف این مطلب
امسال هزار سال از میلاد وزیر کاردان حکومت سلاجقه می گذرد، وزیری که در گذر ایام الگوی مستحکم و مقتدر اندرزنامه نویسی و اداره ملک و حکومت منطبق بر ایده ایرانشهری است. در سکوت محافل فرهنگی و دانشگاهی ایران، کشور ترکیه اقدام به برگزاری سمیناری به همین مناسبت کرده است. امیدوار هستیم سال آینده اجتماعی برای توجه به سیاست نامه نویس بزرگ ایران زمین فراهم آید.اندیشه سیاسی خواجه نظام الملکخواجه نظام الملک طوسی به مثابه اندرزنامه نویس و سیاست نامه نویس دلبستگی خاصی به آیین حکومت در ایران قدیم داشت و با تکیه بر آموزه های حکمی باستان به دنبال الگویی برای عرضه به شهریاران زمانه بود. این توجه اندرزنامه نویسانی مانند خواجه به سنن ایران قدیم، نباید موجب این پندار شود که آنها به آیین اسلام تعلق خاطر نداشته اند. برعکس، سیاست نامه نویسانی چون خواجه نظام الملک طوسی و غزالی، سنیّان بسیار متعصبی بوده اند. اما تعارضی میان اعتقاد به شریعت اسلامی و آیین کشورداری ایرانی نمی دیدند. به عبارت دیگر پاره ای از سیاست نامه نویسان، نوعی منطق خاص برای سیاست قائل بودند و آن را یکسره تابع قواعد دینی نمی کردند و وجه تمایز آنها از شریعت نامه نویسان در همین نکته است.زندگی، زمانه و کار خواجهخواجه نظام الملک و نظامیهنظام الملک به کمک پسرانش و دانش آموختگان مدارس نظامیه این امپراطوری بزرگ را اداره می کرد. نهضتی که نظام الملک با ساختن نظامیه های متعدد به وجود آورد، به زودی و با سرعتی شگفت آور در سراسر شهرهای ایران و بسیاری دیگر از شهرهای کشورهای اسلامی دنبال شد، به طوری که در سده های پنجم و ششم هیچ شهری نبود که در آن مدارس متعددی وجود نداشت؛ چه کوچک و چه بزرگ.امرا و حاکمان نیز به پیروی از خواجه یا برای نشان دادن علاقه خود به علم به احداث مراکز تعلیم و شهرهای خود همت گماشتند. کلیه مدارس دارای کتابخانه های معتبر بودند. در این مدارس هر دانشجویی حجره خاص خود را داشت و مقرری ماهیانه می گرفت. خوراک و خوابگاه نیز بر عهده دانشگاه بود. خواجه، نظامیه نیشابور را برای امام الحرمین ابوالمعالی عبدالملک عبدالله الجوینی ساخت. امام الحرمین به مدت بیست سال در این مدرسه به تدریس اشتغال داشت و شاگردانی همچون امام محمد غزالی تربیت کرد.ورود به امور دیوانیهنگامی که پدر خواجه نظام الملک سمت تصدی اموال حکومت غزنویان را در ناحیه توس بر عهده داشت، او جوانی 21 ساله بود و به همراه خانواده در توس به سر می برد. سلجوقیان از سال 428 تهاجم خود را به خراسان آغاز کرده بودند. در این ایام وقتی سوری بن معتز حکمران وابسته به غزنویان در خراسان خود را از ناحیه سلجوقیان در خطر دید، اموال علی بن اسحاق، پدر خواجه را گرفت و به غزنه گریخت و او را با وضعی آشفته و سرگردان به حال خود رها ساخت.او با چنین وضعی قادر به ادامه زندگی در خراسان نبود، به همراه خانواده از توس به بیهق رفت و از آنجا راهی غزنه شد و به خدمت وزیر عبدالصمد عباسی در دستگاه غزنویان پیوست و از این تاریخ بود که خواجه حسن به خدمت امرای غزنوی در آمد و به امور دیوانی مشغول شد.آغاز وزارت در حکومت سلجوقیدر تمام دوره سلطنت آلب ارسلان صدراعظم او بود و نظام الملک را به عنوان اتابک یا مربی فرزندان ملکشاه تعیین کرده بود، وقتی آلب ارسلان به قتل رسید، پسرش ملکشاه هجده ساله را به جانشینی خود تعیین و بر ادامه وزارت خواجه نیز تاکید کرد و ملکشاه نیز چنین کرد و همه امور کشور را به او واگذاشت.خواجه شورش های مدعیان سلطنت را فرو نشاند و سلطنت ملکشاه را که همچون پادشاهان مستبد و با سنت های ایرانی - اسلامی تربیت کرده بود، مستقر ساخت و اصفهان را به عنوان پایتخت فرمانروایی او انتخاب کرد و در مدت وزارتش در ایام پادشاهی ملکشاه کوشید قلمرو سلجوقیان را به بالاترین درجه وسعت برساند. فتوحاتی که در این مدت نصیب سلطان جوان شد، نتیجه لیاقت و کاردانی خواجه بود. بزرگی قلمرو ملکشاه که وزیرش خواجه نظام الملک بود، از مرز چین تا مرز سرزمین های شام و مدیترانه می رسید.ارتقای فرهنگی ایران سلجوقیخواجه علاوه بر رتق و فتق امور مملکتی و حل مشکلات عدیده اجتماعی و اخلاقی و سایر مسائل مملکتی دست به ایجاد مدارسی زد که در تاریخ به مدارس نظامیه مشهور است. با سیاست های خواجه، ملکشاه نیز به ترویج علم و فرهنگ علاقه پیدا کرده بود. شاعران، فیلسوفان و دانشمندانی مانند امیر معزی و عمر خیام مورد حمایت ملکشاه قرار داشتند.بر اساس منابع دوره سلجوقی ملکشاه به عده ای از دانشمندان ماموریت داد که تقویم جلالی را به وجود آورند و به جای تقویم قدیمی به کار گیرند. ملکشاه به توسعه شهرها نیز علاقه فراوان داشت. راوندی و ابن اثیر گفته اند که او در راه حجاز برای زائران بیت الله آبگیرها ساخته بود. در اصفهان در زمان او بناهای بسیاری ساخته شده که بزرگ ترین آنها ساختمان مسجد جمعه این شهر است. علاوه بر آن، ملکشاه در یکی از شهرهای ایران رصدخانه ای ساخت که عمر خیام و سایر دانشمندان در آن مشغول به کار بودند.«مدرسه نظامیه خرگرد»مختار مطلق امور سلطنتخواجه نظام الملک در سی سال وزارت در زیر دست آلب ارسلان و ملکشاه در اداره امور و فتح بلاد و سرکوبی مخالفان این دو پادشاه چنان کفایت به خرج داد که دولتی وسیع از حلب گرفته تا کاشغر را تحت امر ایشان در آورد و نام و نشان آن دو سلطان را در شرق و غرب عالم معلوم آن زمان جاری و ساری کرد تا آنجا که باید قسمت عمده شهرت و پیشرفتی را که در کارها نصیب آلب ارسلان و ملکشاه شده، از برکت خردمندی و کاردانی خواجه دانست.او حوزه قلمرو حکومت ایران را چنان وسیع کرد که در تمام این هزار و چهارصد ساله تاریخ اسلام نظیر آن دیده نشده. در این حوزه جایی نبود که در انجام دادن امر او تاخیری روا دارند. به طور کلی تمام تاریخ نویسان بر این قولند، وزارت نظام الملک یکی از طلایی ترین دوران تاریخی ایران پس از اسلام بوده است.مرگ خواجه و تجزیه حکومت سلجوقیخواجه نظام الملک در پایان دوره حکومت ملکشاه قربانی توطئه ای شد که رقبایش آن را به وجود آوردند. آنها توطئه کرده و نظر ملکشاه را نسبت به وزیرش تغییر دادند. تاج الملک همسر ملکشاه در رأس این توطئه گران قرار داشت. ملکشاه از آن ترس داشت که نظام الملک را از وزارت خلع کند. در این هنگام ملکشاه به بغداد سفر کرد. خواجه نیز به دنبال او رفت و در راه به دست یکی از فداییان اسماعیلی کشته شد.فداییان نظام الملک می پنداشتند که او به تحریک تاج الملک کشته شده است. اندکی بعد ملکشاه نیز به طور مشکوکی درگذشت. بعد از مرگ این دو مرند بزرگ، قدرت امپراطوری سلجوقی از هم پاشیده شد. با ضعف حکومت سلجوقی، اتابکان سر به شورش برداشتند، اسماعیلیان بر اعمال ترور و وحشت خود افزودند و در قلمرو سلجوقیان حکومت های خودمختار زیر برپا شد: 1. سلاجقه عراق، 2. سلاجقه روم، 3. سلاجقه شام، 4. سلاجقه کرمان.روش کشورداری خواجه نظام الملکخواجه نظام الملک در کتاب سیاست نامه از الگوی حکومت یکپارچه مانند حکومت دوره سامانی و دولت های پس از اسلام که از این دولت الگوبرداری کردند مانند بوییان، سامانیان و حتی غزنویان به عنوان الگوی یک نظام آرمانی دفاع می کرد. وی دشمن سرسخت جریان فئودالی زمان بود که به دید او به پراکندگی کشور می انجامید، اگرچه خود گوی پیشی را در گسترش زمین هایش از بزرگ تارین زمین داران زمان خود می ربود.او دشمن سرسخت سران غُز بود که می خواستند برای خویش سرزمینی خودمختار و به دور از دید دولت مرکزی داشته باشند و تا توانست کوشید از نیرومندی خانواده شاهی و ترکان خویشاوند با آنها پیشگیری کند و در این راه نیز با فشار همینان از کار کنار گذاشته شد.